گر چه دلیلی مسلم بر واجب بودن ایستادن در هنگام ذکر این لفظ وجود نداد اما در این حد می توان گفت که این امر در بین مردم، به عنوان یک عمل مستحب، ریشه ای مذهبی دارد و در حقیقت، اظهار ادب و احترام به آن امام عزیز است.

چنانکه نقل شده: حضور امام رضا (ع) در خراسان کلمه «قائم» ذکر شد، حضرت برخاست و دستش را بر سر نهاد و فرمود: «اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه» خداوندا! بر فرجش شتاب کن، و راه ظهور و نهضتش را آسان گردان" 1

و از روایتی چنین استفاده می شود که این رفتار در عصر امام صادق (ع) نیز معمول بوده است. از حضرت صادق (ع) سوال شد: علت قیام در موقع ذکر «قائم» چیست؟

حضرت فرمود: صاحب الامر غیبتی دارد بسیار طولانی، و از کثرت لطف و محبتی که به دوستانش دارد، هر کس وی را به لقب قائم - که مشعر است به دولت کریمه او، و اظهار تأثری است از غربت او - یاد کند، آن حضرت هم نظر لطفی به او خواهد نمود؛ و چون در این حال، مورد توجه امام واقع می شود سزاوار است از باب احترام به پا خیزد و از خدا تعجیل در فرجش را مسئلت نماید.» 2.
البته می توان گفت در بعضی شرایط واجب می باشد. مثل اینکه این لقب یا القاب دیگر حضرت در مجلس یاد شود، آنگاه همه اهل مجلس به احترام آن به پا خیزند. در این حال اگر کسی از اهل مجلس بدون عذر از جای خود برنخیزد، این برنخاستن توهین و هتک حرمت آن حضرت خواهد بود، و بدیهی است این عمل حرام می باشد.

آیت الله سید محمود طالقانی - رحمه الله علیه - می گوید: «این دستور قیام، شاید (فقط) برای احترام نباشد، و الا باید برای خدا و رسول و اولیای مکرم دیگر هم به قیام احترام کرد، بلکه دستور آمادگی و فراهم کردن مقدمات نهضت جهانی و در صف ایستادن برای پشتیبانی این حقیقت است... این همه فشار و مصیبت، از آغاز حکومت دودمان دنائت و رذالت اموی، تا جنگهای صلیبی و حمله مغول و اختناق و تعدیلهای دولتهای استعماری، بر سر هر ملتی وارد می آمد، خاکسترش هم به باد فنا رفته بود؛ لیکن دینی که پیشوایان حق آن دستور می دهند که چون اسم صریح «قائم» مؤسس دولت حقه اسلام برده می شود، به پا بایستید و آمادگی خود را برای انجام تمام دستورات اعلام کنید، و خود را همیشه نیرومند و مقتدر نشان دهید، هیچ وقت نخواهد مرد.»

 

نهى از تشكيك

قال مولانا الامام المهدي-عجل الله تعالي فرجه الشريف- :
(لا عُذْرَ لاََحَد مِنْ مَوالينا في التَّشْكيكِ فيما يؤَدّيهِ عَنّا ثِقاتُنا)[1]
در تشكيك نسبت به رواياتى كه موثّقان از ما براى شما نقل مى كنند، احدى از شيعيان ما عذرى ندارند.

شرح

اين عبارت قسمتى از توقيعى است كه از سوى حضرت به "قاسم بن علا " درباره ى "احمد بن هلال عبرتايى " و دورى از او صادر شده است.
فقهاى عظام، در كتاب هاى استدلالى اصول، براى حجّيت خبر ثقه، به اين روايت تمسك كرده اند; زيرا در واقع، حضرت در اين روايت، به متابعت و قبول روايات كسانى امر كرده است كه مورد وثوق اند و سنّت اهل بيت(عليهم السلام) را نقل مى كنند.
مفاد حديث، آن است كه، كسى حقّ ندارد در رواياتى كه اصحاب مورد وثوق از اهل بيت(عليهم السلام) نقل كرده اند، تشكيك كند و به آن ها ترتيب اثر ندهد، مگر در صورتى كه علم به خطاى آن داشته، يا مفاد خبر، مخالف با كتاب و يا سنّت قطعى يا عقل سليم باشد; زيرا اين ثقات از اصحاب اند كه واسطه ى نشر معارف اهل بيت(عليهم السلام) هستند و تشكيك در روايات آنان سبب مى شود كه چيزى از معارف اهل بيت(عليهم السلام) به دست ما نرسد.
شايان ذكر است كه وثاقت درجاتى دارد كه بعضى از مراتب آن، ملازم با عدالت، بلكه فوق عدالت است. تعبيرى كه امام حسين(عليه السلام) براى حضرت مسلم بن عقيل در نامه ى خود به اهل كوفه بيان داشته اند، مرتبه ى فوق عدالت را مى رساند; آن سخن چنين است:
من، به سوى شما، برادر و پسر عمو و مورد وثوق از خاندانم، مسلم بن عقيل را مى فرستم.[2]

ادامه مطلب...

 

صلوات به عنوان يك دعا، نوعي عرض ارادت و اظهار محبت به پيامبر عظيم الشان اسلام صلي الله عليه و آله و سلم و اهل بيت مكرم ايشان مي‌باشد كه رفته رفته به شعار مسلمانان تبديل شده است.
تأكيد قرآن بر صلوات فرستادن بر حضرت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم درآيه Nإِنَّ اللهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا[1] سبب اهميت بيشتر آن شده است.
خداوند متعال، حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم را براي صلوات و درود خويش لايق دانسته و به ملائكه و مؤمنين نيز امر فرموده‌است تا بر آن حضرت به صورت پي در پي، درود و صلوات بفرستند.

فلسفه صلوات

صلوات فرستادن مسلمانان بر پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم به گونه‌‌اي تشكر از زحمات طاقت فرساي ايشان و اهل‌بيت عليهم السلام و نيز قدرداني آنها از نعمت هدايت ـ كه از بزرگترين نعمت‌هاي خداوند است ـ مي‌باشد.
از نظر روانشناسي، صلوات فرستادن براي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم موجب ريشه‌دار شدن محبت به آن حضرت و اهل بيتش مي‌شود و اين زمينه‌سازي روحي، تبعيت بيشتر شخص را از رهنمودهاي آن بزرگواران فراهم ‌مي‌كند.

ادامه مطلب...

 

در متون ديني ما آمده است که همه کس و همه چيز نزد امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف حاضر است و امام بر احوال مردم آگاه است. خداوند متعال در قرآن کريم مي‌فرمايد: (وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ) [1]؛ «بگو عمل کنيد، خداوند و فرستادة او و مؤمنان اعمال شما را مي‌بينند.»
دربارة اين آيه شريفه، روايات بسياري نقل شده و شايد به حد تواتر برسد[2] که علاوه بر خداوند متعال، پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم و امامان عليهم السلام از اعمال همة امت آگاه مي‌شوند.
در باب «عرضة اعمال» کتاب اصول کافي روايات متعددي در ذيل همين آية شريفه ذکر شده است که مراد از «مؤمنون»، ائمه اطهار عليهم السلام هستند، از جمله اين روايت: شخصي خدمت امام رضا عليه السلام آمد و عرض کرد: براي من و خانواده‌ام دعا کنيد. امام عليه السلام فرمودند: «مگر دعا نمي‌کنم؛ وَاللهِ إنَّ أعمالَکُم لَتَعرضُ علَيَّ في کلِّ يَوم وَ لَيلَة؛ به خدا سوگند، اعمال شما هر شب و روز بر من عرضه مي‌شود.» راوي مي‌گويد: اين سخن بر من گران آمد، امام عليه السلام متوجه شد و به من فرمود:
«أمَا تَقرَأُ کِتابَ اللهِ عزَّوجلَّ: )وَ قُل اعْمَلُوا فَسَيَرَي اللهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ)، و هُوَ وَاللهِ عليُّ بنَ أبي‌طالِب؛[3] آيا کتاب خداوند عزوجل را نمي‌خواني که مي‌فرمايد‌: عمل کنيد خدا و پيامبرش و مؤمنان، عمل شما را مي‌بينند. به خدا سوگند! منظور از مؤمنان علي بن ابي‌طالب (و امامان ديگر از فرزندان او) هستند.»

ادامه مطلب...

 

یامبر اسلام حضرت محمّد بن عبدالله ـ صلّی الله علیه و آله ـ برترین پیامبران و رسولان، و خاتم آنها است و پس از او پیامبری نخواهد آمد، سلسله نسب آن حضرت با سی واسطه به ابراهیم خلیل ـ علیه السلام ـ می‎رسد.
نام مبارك پیامبر اسلام، حضرت محمّد ـ صلّی الله علیه و آله ـ است. این نام چهار بار در قرآن آمده، و نام دیگر آن حضرت احمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ است كه یك بار در قرآن ذكر شده است. ولی القاب آن حضرت به عنوان نبی و رسول، بشیر، نذیر، خاتم النّبیین، دهها بار در قرآن خاطر نشان شده است.
مراحل زندگی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در چهار بخش زیر خلاصه می‎گردد:
1. پیامبر قبل از تولد، در كتابهای آسمانی و سخنان گذشته در شأن او.
2. پیامبر اسلام بعد از تولد و قبل از نبوّت (40 سال).
3. پیامبر اسلام بعد از نبوّت در مكّه (13 سال).
4. پیامبر اسلام بعد از هجرت در مدینه (10 سال).

ادامه مطلب...

 
اوقات شرعی

حاج شیخ احمد صابری اراکی

ورود کاربران
جهت ورود نام کاربری و رمز ورود خود را وارد نمائید



با ثبت نام رایگان در سایت، از امکانات ویژه سایت و آخرین مطالب و خبرهای مذهبی در ایمیل خود بهرمند شوید